تبليغاتX
Image and video hosting by AmirHj
غم دل


غم دل





دیرگاھیست که تنھاشدہ ام .قصه غربت صحرا شدہ ام.وسعت درد فقط سھم من است بازھم قسمت غمھا شدہ ام دگر ایینه زمن بی خبراست که اسیرشب یلداشدہ ام.من که بی تاب شقایق بودم ھمدم سردی یخھاشدہ ام.کاش چشمان مرا خاک کنید تا نبینم که چه  تنھاشدہ ام...!

 

نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 0:16 توسط | |


   نه مرادم ، نه مريدم ، نه پيامم ، نه كلامم ، نه سلامم ، نه عليكم ، نه سپيدم ،نه سياهم ، نه چنانم كه تو گوئي ، نه چنينم كه تو خواني ، نه آنگونه كه گفتند و شنيدي ، نه سمائم ، نه به زنجير كسي بسته و بردۀ دينم ، نه سرابم ، نه براي دل تنهائي تو جام شرابم ، نه گرفتار و اسيرم نه حقيرم ، نه فرستادۀ پيرم ، نه بهر خانقه و مسجد و ميخانه فقيرم ، نه جهنم ، نه بهشتم ، چنين است سرشتم ، اين سخن را من از امروز نه گفتم ، نه نوشتم ، بلكه از صبح ازل با قلم نور نوشتم . حقيقت نه برنگ است و نه بو ، نه به هاي است و نه هو ، نه به اين است و نه او ، نه بجام است و سبو ، گر به اين نقطه رسيدي بتو سربسته و در پرده بگويم ، تا كسي نشنود اين راز گهر بار جهان را . آنچه گفتند و سرودند تو آني ، خود تو جان جهاني ، گر نهاني و عياني ، تو هماني كه همه عمر بدنبال خودت نعره زناني ، تو نداني كه خود آن نقطه عشقي ، تو اسرار نهاني ، همه جا تو ، نه يك جاي ، نه يك پاي ، همه اي ، با همه اي ، همهمه اي ، تو سكوتي ، تو خود باغ بهشتي ، تو بخود آمده از فلسفه چون و چرايي ، بتو سوگند كه اين راز شنيدي و نترسيدي و بيدار شدي ، در همه افلاك بزرگي ، نه كه جزئي ، نه چون آب در اندام سبوئي ، خود اوئي ، بخود آي ، تا بدر خانه متروكه هر كس ننشيني و بجز روشني شعشعه پرتو خود هيچ نبيني و گل وصل بچینی...    
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 0:3 توسط | |



 عشق گمشده سالها می گذرد كه ز هم دور شدیم... سالها می گذرد كه ز هم بگذشتیم سالها می گذرد... از زمانی كه تو را می دیدیم و به شوق تو چقدر لحظه ها زود گذشت... سالها می گذرد... من تو را در تپش تند زمان در گذر ثانیه ها می جستم و به چشمت كه چو دریایی بود خیره می گشتم و تو ... تو چه لبریز از عشق تو چه سرشار از شوق دست تو گرم چو آتش دست من اما سرد سالها می گذرد كه ز هم بی خبریم..... حال شاید دیر است ... دل من بی تاب است... كاش می شد برگشت به زمانهایی دور به زمانی كه دلت دریا بود من و تو ما بودیم... لحظه ها می گذرند و دلم می خواند... نغمه ی عشقی را كه سرانجام نداشت... سالها می گذرد از آن عشق... و هنوز... سو سو می زند از عشق تو شمع قلبم كاش می شد اكنون با نوایی موزون در گوشت نغمه ی عشقی گمشده را از نو خوان...  
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 0:2 توسط | |


با یه قامت شکسته، با نگاهی مات و خسته، سرشو برده تو شونش، یه نفر تنها نشسته، توی تنهاییش یه درده، جای پای قلبی سرده، گل سرخی بوده اما، دیگه پژمرده و زرده، فارغ از دیروز و فرداش، غرقه تو دریای درداش، حسرتش یه عشق نابه، که وفا کنه به عهداش... 

بنویس با خط الماس، رو تن نازک شیشه، که بدون نور چشمات شب من سحر نمیشه...
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 14:21 توسط | |

کتاب ماشین های الکتریکی فیتز جرالد  

Electric_Machinery 6Ed_fitzgerald_Book

حل المسائی فیتز جرالد

[Solutions Manual] Electric Machinery 6Ed Fitzgerald, Kingsley, Uman

نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 8:59 توسط | |

به من آموخت...که دست دادن معني رفاقت نيست...بوسيدن..قول ماندن نيست...وعشق ورزيدن ضمانت تنها شدن نيست ...هيچ وقت دل به کسي مبندچون اين دنيا اين قدر کوچيکه که توش دو تا دل کنار هم جا نميشه .... اگه هم دل بستي هيچ وقت ازش جدا نشو چون اين دنيا بزرگه که ديگه پيداش نميشه ..

نوشته شده در جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 2:23 توسط | |

 
 
 
 
 
زرد است که لبريز حقيقت شده است، تلخ است که با درد موافق شده است ، عاشق نشدي وگرنه مي فهميدي ، پائيز بهاريست که عاشق شده است.. 
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 2:27 توسط | |

نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 22:30 توسط | |

برخلاف تصور بيشتر خانم‌ها، داشتن ظاهري آراسته کار چندان سخت و پيچيده‌اي نيست. پول زيادي هم لازم ندارد. به نظر کارشناسان، بيشتر خانم‌ها اگر چند راز کوچک و اساسي زيبايي را بدانند، با به کار بردن آنها و بي اين‌که هزينه گزافي صرف کنند، مي‌توانند به ظاهر مطلوب خود دست پيدا کنند.

راز اول: قدرت مرطوب کننده

...


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 14:9 توسط | |

.......شـايد اين صفحه همان پنجرهء رويايي است 
...كه من از شيشهء شفاف لغات 
!!روي زيباي تو را مي بينم 

..گاه تابيدن مهتاب حضور و نسيمي كه معطر به تو و شادابي است 
...مي خورد بر تن اين پنجره ي رويايي 

...واژه ها مي خوانند غزل مستي تو.....شعر بيتابي من 
!و گل هر كلمه رنگ عشقي دارد 
كه در انديشه من 
....!رنگ چشمان تو است 

اي صدايت پر از آرامش روح 
و دلت آينهء پاك وجود 
باورت هست كه من نغمهء وصل تو بر لب دارم؟ 
و به ياد نامت همه شــب تا به سحر بيدارم؟؟؟؟ 
 

به قلبهایمان هشدار دهیم 

که جز برای محبت وعشق نتپند
H o T
نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 23:49 توسط | |

بهتر است از غذاهايي كه ارزش غذايي ندارند بپرهيزيد،غذاهايي كه فقط باعث چاقي شما ميشوند،نه تنها حافظه شما را تقويت نمي كنند بلكه كلسترول خونتان را نيز بالا مي برند . 
اين ده ماده غذايي به ترتيب زير مي باشد :  

1- اسفناج :

اسفناج به دليل بافت هاي گياهي كه دارد از بسياري از بيماري ها در خانم هاي پيشگيري مي كند.تحقيقات نشان مي دهد خانم هايي كه از اسفناج و سبزي هاي سبز ديگري استفاده مي كنند،پير شدن سلول هايشان را به تاخير مي اندازند.اسفناج به دليل آنزيم هايي كه در برگ هاي آن وجود دارد،سيناپس بين سلول هاي را تسهيل مي بخشد.و هوش را تقويت مي كند.اسفناج داراي ماده ي دارويي به نام فوليك اسيد است كه در جهت تقويت حافظه موثر مي باشد.و هم چنين براي افرادي كه داراي عارضه ي قلبي هستند نيز بسيار مفيد مي باشد.اسفناج حاوي مواد آنتي اكسيدان نيز مي باشد، 

ادامه دارد...

ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 23:0 توسط | |

 در حضور خار ها هم ميشود يک ياس بود / در هياهوي مترسک ها پر از احساس بود ميشود حتي براي ديدن پروانه ها / شيشه هاي مات يک متروکه را الماس بود کاش ميشد ، حرفي از کاش ميشد هم نبود / هرچه بود احساس بود و عشق بود و ياس بود...

خداوندا ! به پیمان مقدس دوستی سوگند،بهترین درودهایم نثار آنانی باد که کاستیهایم را میبینند و باز دوستم دارند ...

نوشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 14:32 توسط | |

با اینکه خیلی از خانم‌ها برای اینکه به خود یا خانواده‌شان برسند خیلی وقت ندارند اما ناخودآگاه زمان زیادی را جلوی آینه تلف می‌کنند. اولین حسن آرایش کم هم این است که کمی به وقت‌های آنها اضافه می‌کند. اما به همین راحتی هم نمی‌توان از کنار زیبایی و شیک بودن گذشت. به همین دلیل خانم فلاهرتی این نکات را برای زیبایی بدون آرایش پیشنهاد می‌کند.

ادامه دارد...


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه ششم شهریور 1388ساعت 13:47 توسط | |

خدایا عشق زیباست اما كدامین عشق پرشور تر از عشق به توست كه یادت قلبها را به اوج لذتها می رساند و مرگ را زیباترین پدیده ها می سازد خدایا، گاه كه از همه نا آدمیها خسته می شوم یاد تو تحمل زیستن را برایم آسان می سازد. خدایا، شرم مرا از آن باز می دارد كه از تو چیزی بخواهم چرا كه هر چیزی را قبل از آنكه بخواهم به من داده ای. اما خدایا سه چیز را از كسی كه آفریدی دریغ مدار كه تا زنده ام توان خواندن نماز ایستاده را داشته باشم، كه عشقت از دلم بیرون نرود و آن زمان كه مرا خواندی در راه تو باشم. ای محبوب من، ما را پاك بگردان، پاك بمیران و پاك محشور بگردان كه تو رب العرش العظیمی ...
نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 1:35 توسط | |

 به چه ميخندي!؟ به چه چيز !؟ به شكست دل من /يا به پيروزي خويش !؟ به چه ميخندي /به نگاهم كه چه مستانه ترا باور كرد!؟ يا به افسونگري چشمانت!؟كه مرا سوخت و خاكستر كرد!؟به چه ميخندي!؟ به دل ساده من ميخندي /كه دگر تا به ابد نيز به فكر خود نيست!؟ يا به جفايت كه مرا زير غرورت له كرد!؟ به چه ميخندي!؟به هم آغوشي من با غمها/يا به ...../خنده دار است .....بخند!!! "

نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 2:48 توسط | |

اگر پیش آمده كه اسم شخصی را فراموش كرده باشید، اگر نام فیلمی را كه هفته گذشته تماشا كردید از یاد برده‌اید، اگر احساس می‌كنید كه زیاد این جمله را به زبان می‌آورید: "آخ، یادم رفته!"؛ نترسید كه مبادا آلزایمر گرفته باشید. راه حل مشكل شما ساده است؛ شما نیاز به تقویت حافظه خود دارید. 
حالا جدا از نوع تغذیه و راه‌های مختلفی كه برای این كار توصیه می‌شوند، چند تمرین جالب برایتان داریم كه می‌تواند كمی به تقویت حافظه‌تان كمك كند. 

1ـ چشم ها را ببندید. از توی كیف دسته كلید خود را بردارید. حالا بدون این كه چشم‌ها را باز كنید سعی كنید كلید را داخل قفل قرار دهید و در را باز كنید. 

2ـ با هر دستی كه عادت به مسواك‌زدن دارید، از امشب با آن یكی دست مسواك بزنید. مثلا اگر با دست راست مسواك می‌زنید، از امشب مسواك را با دست چپ بگیرید. 

ادامه^^^


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 2:23 توسط | |

 من نه عاشق هستم،و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من،من خودم هستم و تنهایی و یک حس غریب،که به صد عشق و هوس می ارزد...،
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 3:40 توسط | |

خود را به که بسپارم وقتي که دلم تنگ است پيدا نکنم همدل دلها همه از سنگ است گويا که در اين وادي از عشق نشاني نيست گر هست يکي عاشق آلوده به صد رنگ است 

 به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت تو می نگرد ، به دلی دل بسپار که جای خالی برایت داشته باشد و دستی را بپذیر که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 12:9 توسط | |

از چه بنویسم ؟ امشب که سقف بی ستاره اتاقم بر سرم سنگینی می کند ، مانده ام که از چه بنویسم ... از آنهایی که دیروز با من بودند و امروز رفته اند یا از تو که همیشه حرفهای مرا می خوانی ... از چه بنویسم ؟ از آسمانی که در حال عبور است یا از دلی که سوت و کور است ؟ از زمین بنویسم یا از زمان یا از یک نگاه مهربان ؟ از خاطراتی که با تو در باران خیس شد یا از غزلهایی که هیچ وقت سروده نشد ؟ باز چه بنویسم ؟ از چتری که هرگز زیر آن نه ایستادم یا از حرفهایی که هرگز به زبان نیاوردم ؟ من عاشق خیابانی هستم که قسمت نشد با هم در آن قدم بزنیم ، من دلبسته درختی هستم که فرصت نشد اسممان را روی آن حک کنیم ... اگر قرار باشد بنویسم ... باید در همه سطرهای دفترم حضور داشته باشی ، نفس های تو می تواند برگ برگ دفترم را از پائیز پاک کند ، من بیقرار حرفهای ناب توام ...
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 3:13 توسط | |

عشق من از من گذشتی خوش گذز!

بعد از این حتی تو اسمم را نبر...

خاطراتم را تو بیرون کن ز سر،

دیشب از کف رفت فردا را نگر ...

آخر این یک بار از من بشنو پند،

بر منو بر بر روزگارم دل مبند...

عاشقی را دیر فهمیدی چه سود؟

عشق دیرین گسسته تار و پود...

گرچه آب رفته باز آید به رود،

ماهی بیچاره اما مرده بود...


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 3:11 توسط | |

می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند
ستایش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گریستم ، گفتند بهانه است
خندیدم ، گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم !

« دکتر علی شریعتی »

نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 17:53 توسط | |

" در این خاک زر خیز ایران زمین/ نبودندجز مردمی پاک دین / همه دینشان مردی و داد بود / وزآن کشور آزاد و آباد بود / چو مهر و وفا بود خود کیششان/ گنه بود آزار کس پیششان / همه بنده ناب یزدان پاک / همه دل پر از مهر این آّب وخاک /پدر در پدر آریایی نژاد /ز پشت فریدون نیکو نهاد / بزرگی به مردی و فرهنگ بود / گدایی در این بوم بر ننگ بود/کجا رفت آن دانش و هوش ما /چه شد مهر میهن فراموش ما/که انداخت آتش در این بوستان / کز آن سوخت جان و دل دوستان / چه کردیم کین گونه گشتیم خار؟/ خرد را فکندیم زین سان ز کار / نبودند این چنین کشور ودین ما / کجا رفت آیین دیرین ما ؟/به یزدان پاک که این کشور آباد بود/ همه جایش مردان آزاد بود/ در این کشور آزادگی ارز داشت / کشاورز خود خانه و مرز داشت/ گرانمایه بود آنکه بودی دبیر / گرامی بد آنکس که بودی دلیر /نه دشمن در این بوم و بر لانه داشت /نه بیگانه جایی در این خانه داشت /از آن روز دشمن بما چیره گشت / که مارا روان و خرد تیره گشت/ از آن روز این خانه ویرانه شد / که نان آورش مرد بیگانه شد / چو ناکس به ده کد خدایی کند / کشاورز باید گدایی کند / به یزدان که گر ما خرد داشتیم / کجااین سرانجام بد داشتیم / بسوزد در آتش گرت جان و تن / به زندگی کردن و زیستن / اگر مایه زندگی بندگی است / دو صد بار مردن به از زندگی است/ بیا تا بکوشیم و جنگ آوریم / برون سر از این بار ننگ آوریم. "
نوشته شده در شنبه سوم مرداد 1388ساعت 3:38 توسط | |

به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشد که تو رفتی ودلم ثانیه ای بند نشد 
لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم 
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد 
با چراغی همه جا گشتم وگشتم در شهر 
هیچ کس هیچ کس اینجا به تو مانند نشد 
هر کسی در دل من جای خودش را دارد 
جانشین تو در این سینه خداوند نشد 
خواستند از تو بگویند شبی شاعرها 
عاقبت با قلم شرم نوشتند:نشد! 

نوشته شده در شنبه سوم مرداد 1388ساعت 3:34 توسط | |

دشتهاي آلوده ست

در لجنزار گل لاله نخواهد روئيد

در هواي عفن آواز پرستو به چه كارت آيد ؟
فكر نان بايد كرد
و هوايي كه در آن 
نفسي تازه كنيم

گل گندم خوب است 
گل خوبي زيباست
اي دريغا كه همه مزرعه دلها را
علف كين پوشانده ست
هيچكس فكر نكرد
كه در آبادي ويران شده ديگر نان نيست
و همه مردم شهر
بانگ برداشته اند
كه چرا سيمان نيست
و كسي فكر نكرد
كه چرا ايمان نيست
و زماني شده است 
كه به غير از انسان
هيچ چيز ارزان نيست

نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 2:26 توسط | |


" آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ، می خواهم بدانم، دستانت را به سوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟ "

                                         ---

" گر میشد از این بیش ستم میکردی / آفاق سیاه پوش ز غم میکردی / میگفتی روسری ببندد خورشید / چادر به سر بهار هم میکردی / شیخی که گزیده جادو بر هنر را/ بسته به روی من شش سو را/ ای مردم اینده بدانید که من / بخشم همه کس را و نبخشم او را/ با رقص گیاه زیر باران چه کنی / با کف زدن برگ چناران چناران چه کنی /ای کرده حرام شادی و خنده به ما / با قهقهه گل به بهاران چه کنی / من با تو نگویم که چه یا چون بنویس / از حال درون یا که ز بیرون بنویس/ بنویس به بدانچه آیدت از دل/ ای شاعر قتل عام با خود بنویس/ "

نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 12:12 توسط | |


امروزه استفاده از رنگ مو در دنيا گسترش چشمگيري يافته به طوري كه استفاده از رنگ مو نيز همانند عطر در فصول مختلف تغيير مي‌كند.

در حال حاضر با شروع فصل تابستان متقاضيان به سمت رنگ روشن گرايش پيدا مي‌كنند، اما با تغيير فصل و شروع سرما رنگ‌هاي تيره جانشين رنگ روشن مي‌شود.
گاهي براي پوشاندن تار‌هاي سفيد مو يا زيبا‌تر جلوه دادن موها از رنگ‌هاي شيميايي استفاده مي‌شوداين رنگ‌ها با انواع و اقسام مارك‌ها و بسته‌بندي‌ها و با كاربرد‌هاي مختلف در بازار وجود دارند، اما پزشكان به اين نتيجه رسيده‌اند كه رنگ كردن بيش از حد مو مي‌تواند سلامتي انسان را به مخاطره بيندازد.

ادامه دارد...


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 14:17 توسط | |

تصور كنيد: برنامه ملاقات شما به خوبي پيش رفته است، و او شما را براي صرف آخرين نوشيدني به منزلش دعوت كرده. شما وارد مي شويد، كفش هايتان را از پا در مي اوريد و انگاه عطر جوراب هايتان در تمام فضاي اتاق پخش مي شود. اميدواريد كه او متوجه نشود؟

آرزوي خوبي است، اما بايد بدانيد زماني كه نوبت به موارد بهداشتي و نگهداري از بدن مي رسد، خانم ها متوجه همه چيز مي شوند. و از آنجايي كه بيشترين ميزان توجه آنها در انتخاب همسر مناسب به مواردي نظير بو، و بهداشت بر مي گردد، جوراب هاي كثيف و يا ناخن هاي نا مرتب مي توانند به راحتي رابطه شما دو نفر را بر هم زنند.

در اين قسمي ليستي از اعضايي كه آقايون معمولا به اين دليل كه تصور مي كنند خانم ها به آن قسمت ها اهميت نمي دهند، آنها را تميز نكرده و مراقبت هاي لازم را در موردشان انجام نمي دهند، را برايتان آورده ايم. اميدواريم پس از مطالعه ليست زير، جزء افرادي باشيد كه از اين نقاط مراقبت كافي مي كنند و اهميت آن را مي دانند.

1- ابرو

او انتظار ندارد كه ابروهاي شما همانند خودش كاملا داراي فرم باشد، اما ابروهاي پر و در هم و بر هم نيز، چيزي نيست كه او انتظار ديدنش را داشته باشد.

در اين مورد چه كنيد: اگر شما جز آن دسته از مردهايي هستيد كه ابروهاي پري دارند، بايد درست كاري را انجام دهيد كه خانم ها انجام مي دهند: ابروهايتان را برداريد. فقط كافي است موهاي بين دو ابرو را برداريد (فقط موهايي كه وسط دو ابرو قرار دارند). البته اگر قصد داريد موهاي بيشتري را برداريد، بهتر است نزد يك آرايشگر برويد تا او اين كار را برايتان انجام دهد.

ادامه دارد...


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 14:5 توسط | |


Design By : Night Skin