تبليغاتX
Image and video hosting by AmirHj

Top Blog
وبلاگ برتر در تاپ بلاگین
غم دل


غم دل

تو که در باور مهتابی عشق 

رنگ دریا داری 

فکر امروزت باش 

به کجا می نگری 

زندگی ثانیه ایست 

وسعت ثانیه را می فهمی 

می شود مثل نسیم 

بال در بال چکاوک 

بوسه بر قلب شقایق بزنیم 

بودنت تنها نیست 

تو خدا را داری 

و من آرامش چشمان تو را ...

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آذر 1388ساعت 22:54 توسط | |

دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد. پسر قدبلند بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود. دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند، از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید احساس خوشبختی می کرد. در آن روزها، حتی یک سلام به یکدیگر، دل دختر را گرم می کرد. او که ساختن ستاره های کاغذی را یاد گرفته بود هر روز روی کاغذ کوچکی یک جمله برای پسر می نوشت و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا می کرد و داخل یک بطری بزرگ می انداخت. دختر با دیدن پیکر برازنده پسر با خود می گفت پسری مثل او دختری با موهای بلند و چشمان درشت را دوست خواهد داشت. 

دختر موهایی بسیار سیاه ولی کوتاه داشت و وقتی لبخند می زد، چشمانش به باریکی یک خط می شد. 

در 19 سالگی دختر وارد یک دانشگاه متوسط شد و پسر با نمره ممتاز به دانشگاهی بزرگ در پایتخت راه یافت. یک شب، هنگامی که همه دختران خوابگاه برای دوست پسرهای خود نامه می نوشتند یا تلفنی با آنها حرف می زدند، دختر در سکوت به شماره ای که از مدت ها پیش حفظ کرده بود نگاه می کرد. آن شب برای نخستین بار دلتنگی را به معنای واقعی حس کرد.    

                                            ادامه دارد...

      


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آذر 1388ساعت 22:6 توسط | |

اکثر آقایون نمی دانند وقتی می خواهند به دختری نزدیک شوند چه باید بگویند. به همین خاطر تصمیم گرفتیم شما را در این زمینه راهنمایی کنیم.

وقتی دختری که از او خوشتان می آید را می بینید، چه می کنید؟ می دوید و پنهان می شوید؟ از آن جمله های کلیشه ای تحویلش می دهید؟ یا با ترس همانجا می ایستید و نمی دانید که چه باید بگویید؟ اما بهترین چیزی که باید بگویید چیست؟

ادامه دارد...


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آذر 1388ساعت 22:4 توسط | |

 خانه ام بی آتش، دست هایم بی حس و نگاهم نگران ... می توانی تو بیا، سر این قصه بگیر و بنویس این قلم، این کاغذ، این همه مورد خوب !!! راستش می دانی، طاقت کاغذ من طاق شده، پیکر نازک تنها قلمم، زیر آوار دروغ خرد شده !!! می توانی تو بیا، سر این قصه بگیر و بنویس ... می توانی تو از این وحشی طوفان بنویس، طاقتش را داری که ببینی هر روز، زیر رگبار نگاهی هرزه صد شقایق زخمی و هزاران نیلوفر بی صدا می میرند؟!!! اگر این گونه ای آری بنویس، من دگر خسته شدم ... باز تا کی به دروغ بنویسم: \\\" آری می شود زیبا دید ! می شود آبی ماند!!!\\\" گل پرپر شده را زیبایی است؟! رنگ نیرنگ آبی است؟! می توانی تو بیا، این قلم این کاغذ ... بنشین گوشه ی دنجی و از این شب بنویس !! قسمت می دهم اما به قلم، آنچه می بینی و دیدم بنویس از خدا، از قفس خالی عشق، از چراگاه هوس، از خیانت، از شرک، از شهامت بنویس !!! بنویس از کمر بید شکسته، آری از سکوت شب و یک پنجره ی ساکت و بسته، از من، « آن که این گونه به امید سبب ساز نشسته» از خود ... هر چه می خواهی از این صحنه به تصویر بکش: «صحه ی پیچش یک پیچک زشت دور دیوار صدا ...» حمله ی خفاشان، مردن گنجشکان !!! جرأتش را داری که ببینی قلمت می شکند؟ کاغذت می سوزد؟! طاقتش را داری که ببینی و نگویی از حق؟! گفتن واژه ی حق سنگین است من دگر خسته شدم می توانی تو بیا، این قلم این کاغذ این همه مورد خوب ...

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 11:45 توسط | |


خاطراتمو نگه دار...

به همين سادگی رفتي بي خدا حافظ عزيزم

سهم تو شد روز تازه سهم من اشك كه بريزم

به همين سادگی كم شد عمر گل بوته تو دستات

گله از تو نيست مي دونم خودم اينو از تو خواستم

به جون ستاره هامون تو عزيزتر از چشامي

هر جا هستي خوب و خوش باش تا ابد بغض صدامي

تورو محض لحظه هامون نشه باورت يه وقتي

كه دوستت ندارم اينو به خدا گفتم به سختي

من اگه دوستت نداشتم پاي غمهات نمي موندم

واست اينهمه ترانه از ته دل نمي خوندم

اگه گفتم برو خوبم

واسه اين بود كه مي ديدم

داري آب ميشي مي ميري

اينو از همه شنيدم

دارم از دوريت مي ميرم تا كنار من نسوزي

از دلم نميري عمرم نفسايي كه هنوزي

تورو محض خيره هامون كه نفس نفس خدا شد

از همون لحظه كه رفتي روحم از تنم جدا شد

تو كه تنها نمي موني من تنها رو دعا كن

خاطراتمو نگه دار اما دستامو رها كن

دست تو اول عشقه بسپرش به آخرين مرد

مردي كه پشت يه ديوار واسه چشمات گريه مي كرد گريه مي كرد

گريه مي كرد گريه مي كرد
نوشته شده در سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 12:55 توسط | |

تاريخچه عطر و ادکلن جهان

کلمه عطر از کلمه لاتین "پِر" به معنای "از میان" و "فوموس" به معنای دود می‌آید. فرانسوی‌ها، بوی خوشی را که در هوا پخش می‌شد، "عطر" نامیدند.

نخستین شکل عطر، بخور بود که نخستین بار در حدود 4000 سال پیش در بین‌النهرین کشف شد. در آن هنگام، در مناسک مذهبی، صمغ‌ها و چوب‌های مختلفی سوزانده می‌شد. هم چنین چوب‌ها و صمغ‌های خوش‌بو را در آب و روغن می‌خیساندند و بدن خود را با آن ماساژ می‌دادند. هنگام مومیایی مردگان نیز از این عطرها استفاده می‌شد.بنا به هیروگلیف‌های کشف شده، عطر در زندگی مصریان نقش مهمی بازی می‌کرد.

ادامه دارد...

ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 12:58 توسط | |

همان طور كه مي دانيد در هر تجارتي ، افراد سود جويي هستند كه با ايجاد تقلب در آن تجارت قصد سودجويي دارند كه در صنعت و تجارت عطر نيز اين تقلب ها وجود دارد . گرچه از دولت اين انتظار هست كه بايك نظارت تخصصي مانع ورود عطرهاي تقلبي به بازار داخل شود اما متاسفانه اكنون به جايي رسيده ايم كه گاه عطرهاي اصلي در ميان انبوهي از عطرهاي تقلبي ، ناياب شده اند . حال سوالي كه مطرح است اين است كه چگونه مي توان اين عطرهاي اصلي را از تقلبي تشخيص داد ؟ پاسخ اينست كه گرچه اين تقلب كاري ها با مهارت بالايي انجام ميشود اما بازهم نمي توانند يك ادكلن را كاملا شبيه به اصلي آن توليد كنند و با كمي تيز بيني مي توان اين تفاوت ها را فهميد . اين مقاله كه نتيجه يك تحقيق جامع از بازار عطر است به صورت كامل به برسي اين عطرها و راه هاي تشخيص عطرهاي اصلي از تقلبي مي پردازد . قبل از اينكه وارد بحث شويم لازمه از همه كساني كه مرا در تهيه اين تحقيق ياري كردند تشكر كنم ، مخصوصاً جناب آقاي مهندس شايان .

براي تشخيص عطرهاي اصلي از تقلبي بايد به دو بخش مورد برسي قرار دهيم :


ادامه دارد....


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 12:43 توسط | |





دیرگاھیست که تنھاشدہ ام .قصه غربت صحرا شدہ ام.وسعت درد فقط سھم من است بازھم قسمت غمھا شدہ ام دگر ایینه زمن بی خبراست که اسیرشب یلداشدہ ام.من که بی تاب شقایق بودم ھمدم سردی یخھاشدہ ام.کاش چشمان مرا خاک کنید تا نبینم که چه  تنھاشدہ ام...!

 

نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 0:16 توسط | |


   نه مرادم ، نه مريدم ، نه پيامم ، نه كلامم ، نه سلامم ، نه عليكم ، نه سپيدم ،نه سياهم ، نه چنانم كه تو گوئي ، نه چنينم كه تو خواني ، نه آنگونه كه گفتند و شنيدي ، نه سمائم ، نه به زنجير كسي بسته و بردۀ دينم ، نه سرابم ، نه براي دل تنهائي تو جام شرابم ، نه گرفتار و اسيرم نه حقيرم ، نه فرستادۀ پيرم ، نه بهر خانقه و مسجد و ميخانه فقيرم ، نه جهنم ، نه بهشتم ، چنين است سرشتم ، اين سخن را من از امروز نه گفتم ، نه نوشتم ، بلكه از صبح ازل با قلم نور نوشتم . حقيقت نه برنگ است و نه بو ، نه به هاي است و نه هو ، نه به اين است و نه او ، نه بجام است و سبو ، گر به اين نقطه رسيدي بتو سربسته و در پرده بگويم ، تا كسي نشنود اين راز گهر بار جهان را . آنچه گفتند و سرودند تو آني ، خود تو جان جهاني ، گر نهاني و عياني ، تو هماني كه همه عمر بدنبال خودت نعره زناني ، تو نداني كه خود آن نقطه عشقي ، تو اسرار نهاني ، همه جا تو ، نه يك جاي ، نه يك پاي ، همه اي ، با همه اي ، همهمه اي ، تو سكوتي ، تو خود باغ بهشتي ، تو بخود آمده از فلسفه چون و چرايي ، بتو سوگند كه اين راز شنيدي و نترسيدي و بيدار شدي ، در همه افلاك بزرگي ، نه كه جزئي ، نه چون آب در اندام سبوئي ، خود اوئي ، بخود آي ، تا بدر خانه متروكه هر كس ننشيني و بجز روشني شعشعه پرتو خود هيچ نبيني و گل وصل بچینی...    
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 0:3 توسط | |

تفاوت شخصیتی افراد از روی ماه تولد

    در کارهاي خصوصي متولدين فروردين ماه دخالت نکنيد
متولدين فروردين ماه به دنبال ارضاي خواسته‌ها وتوقعات خود هستند و در اين زمينه، بسيار خودمحور و خودبين به شمار مي‌آيند. هرگز نگذاريد متولدين فروردين ماه به راحتي دل شما را به دست آورند، وگرنه به همان آساني نيز شما را از دست خواهند داد و تا ابد فراموش‌تان مي‌کنند. آنها به سمت افرادي جذب مي‌شوند که شخصيتي مستقل و آزاده از خود بروز دهند.. هر روز براي آنها به منزله آغازي جديد است، پس خودتان را آماده مواجهه با هر واکنش غيرمنتظره از سوي آنها کنيد. در مقابل آنها، سربلند و مغرور ظاهر شويد. هميشه آنها را تحسين کنيد و به وجودشان افتخار نماييد. هرگز مزاحم آنها نشويد و در کارهاي خصوصي‌شان دخالت نکنيد. آنها را مورد انتقاد قرار ندهيد و دوستانشان را هم بپذيريد و از آنها خرده نگيريد. هرگز از آنها پول قرض نگيريد. اگر به درخواست‌هاي آنها، پاسخ منفي دهيد، بايد منتظر مشاهده واکنش‌هايي بسيار تند و غيرمنطقي از سوي آنها باشيد

ادامه دارد...


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 11:49 توسط | |



 عشق گمشده سالها می گذرد كه ز هم دور شدیم... سالها می گذرد كه ز هم بگذشتیم سالها می گذرد... از زمانی كه تو را می دیدیم و به شوق تو چقدر لحظه ها زود گذشت... سالها می گذرد... من تو را در تپش تند زمان در گذر ثانیه ها می جستم و به چشمت كه چو دریایی بود خیره می گشتم و تو ... تو چه لبریز از عشق تو چه سرشار از شوق دست تو گرم چو آتش دست من اما سرد سالها می گذرد كه ز هم بی خبریم..... حال شاید دیر است ... دل من بی تاب است... كاش می شد برگشت به زمانهایی دور به زمانی كه دلت دریا بود من و تو ما بودیم... لحظه ها می گذرند و دلم می خواند... نغمه ی عشقی را كه سرانجام نداشت... سالها می گذرد از آن عشق... و هنوز... سو سو می زند از عشق تو شمع قلبم كاش می شد اكنون با نوایی موزون در گوشت نغمه ی عشقی گمشده را از نو خوان...  
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 0:2 توسط | |


با یه قامت شکسته، با نگاهی مات و خسته، سرشو برده تو شونش، یه نفر تنها نشسته، توی تنهاییش یه درده، جای پای قلبی سرده، گل سرخی بوده اما، دیگه پژمرده و زرده، فارغ از دیروز و فرداش، غرقه تو دریای درداش، حسرتش یه عشق نابه، که وفا کنه به عهداش... 

بنویس با خط الماس، رو تن نازک شیشه، که بدون نور چشمات شب من سحر نمیشه...
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 14:21 توسط | |

کتاب ماشین های الکتریکی فیتز جرالد  

Electric_Machinery 6Ed_fitzgerald_Book

حل المسائی فیتز جرالد

[Solutions Manual] Electric Machinery 6Ed Fitzgerald, Kingsley, Uman

نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 8:59 توسط | |

به من آموخت...که دست دادن معني رفاقت نيست...بوسيدن..قول ماندن نيست...وعشق ورزيدن ضمانت تنها شدن نيست ...هيچ وقت دل به کسي مبندچون اين دنيا اين قدر کوچيکه که توش دو تا دل کنار هم جا نميشه .... اگه هم دل بستي هيچ وقت ازش جدا نشو چون اين دنيا بزرگه که ديگه پيداش نميشه ..

نوشته شده در جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 2:23 توسط | |

 
 
 
 
 
زرد است که لبريز حقيقت شده است، تلخ است که با درد موافق شده است ، عاشق نشدي وگرنه مي فهميدي ، پائيز بهاريست که عاشق شده است.. 
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 2:27 توسط | |

نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 22:30 توسط | |

برخلاف تصور بيشتر خانم‌ها، داشتن ظاهري آراسته کار چندان سخت و پيچيده‌اي نيست. پول زيادي هم لازم ندارد. به نظر کارشناسان، بيشتر خانم‌ها اگر چند راز کوچک و اساسي زيبايي را بدانند، با به کار بردن آنها و بي اين‌که هزينه گزافي صرف کنند، مي‌توانند به ظاهر مطلوب خود دست پيدا کنند.

راز اول: قدرت مرطوب کننده

...


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 14:9 توسط | |

.......شـايد اين صفحه همان پنجرهء رويايي است 
...كه من از شيشهء شفاف لغات 
!!روي زيباي تو را مي بينم 

..گاه تابيدن مهتاب حضور و نسيمي كه معطر به تو و شادابي است 
...مي خورد بر تن اين پنجره ي رويايي 

...واژه ها مي خوانند غزل مستي تو.....شعر بيتابي من 
!و گل هر كلمه رنگ عشقي دارد 
كه در انديشه من 
....!رنگ چشمان تو است 

اي صدايت پر از آرامش روح 
و دلت آينهء پاك وجود 
باورت هست كه من نغمهء وصل تو بر لب دارم؟ 
و به ياد نامت همه شــب تا به سحر بيدارم؟؟؟؟ 
 

به قلبهایمان هشدار دهیم 

که جز برای محبت وعشق نتپند
H o T
نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 23:49 توسط | |

بهتر است از غذاهايي كه ارزش غذايي ندارند بپرهيزيد،غذاهايي كه فقط باعث چاقي شما ميشوند،نه تنها حافظه شما را تقويت نمي كنند بلكه كلسترول خونتان را نيز بالا مي برند . 
اين ده ماده غذايي به ترتيب زير مي باشد :  

1- اسفناج :

اسفناج به دليل بافت هاي گياهي كه دارد از بسياري از بيماري ها در خانم هاي پيشگيري مي كند.تحقيقات نشان مي دهد خانم هايي كه از اسفناج و سبزي هاي سبز ديگري استفاده مي كنند،پير شدن سلول هايشان را به تاخير مي اندازند.اسفناج به دليل آنزيم هايي كه در برگ هاي آن وجود دارد،سيناپس بين سلول هاي را تسهيل مي بخشد.و هوش را تقويت مي كند.اسفناج داراي ماده ي دارويي به نام فوليك اسيد است كه در جهت تقويت حافظه موثر مي باشد.و هم چنين براي افرادي كه داراي عارضه ي قلبي هستند نيز بسيار مفيد مي باشد.اسفناج حاوي مواد آنتي اكسيدان نيز مي باشد، 

ادامه دارد...

ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 23:0 توسط | |

 در حضور خار ها هم ميشود يک ياس بود / در هياهوي مترسک ها پر از احساس بود ميشود حتي براي ديدن پروانه ها / شيشه هاي مات يک متروکه را الماس بود کاش ميشد ، حرفي از کاش ميشد هم نبود / هرچه بود احساس بود و عشق بود و ياس بود...

خداوندا ! به پیمان مقدس دوستی سوگند،بهترین درودهایم نثار آنانی باد که کاستیهایم را میبینند و باز دوستم دارند ...

نوشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 14:32 توسط | |

با اینکه خیلی از خانم‌ها برای اینکه به خود یا خانواده‌شان برسند خیلی وقت ندارند اما ناخودآگاه زمان زیادی را جلوی آینه تلف می‌کنند. اولین حسن آرایش کم هم این است که کمی به وقت‌های آنها اضافه می‌کند. اما به همین راحتی هم نمی‌توان از کنار زیبایی و شیک بودن گذشت. به همین دلیل خانم فلاهرتی این نکات را برای زیبایی بدون آرایش پیشنهاد می‌کند.

ادامه دارد...


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه ششم شهریور 1388ساعت 13:47 توسط | |

خدایا عشق زیباست اما كدامین عشق پرشور تر از عشق به توست كه یادت قلبها را به اوج لذتها می رساند و مرگ را زیباترین پدیده ها می سازد خدایا، گاه كه از همه نا آدمیها خسته می شوم یاد تو تحمل زیستن را برایم آسان می سازد. خدایا، شرم مرا از آن باز می دارد كه از تو چیزی بخواهم چرا كه هر چیزی را قبل از آنكه بخواهم به من داده ای. اما خدایا سه چیز را از كسی كه آفریدی دریغ مدار كه تا زنده ام توان خواندن نماز ایستاده را داشته باشم، كه عشقت از دلم بیرون نرود و آن زمان كه مرا خواندی در راه تو باشم. ای محبوب من، ما را پاك بگردان، پاك بمیران و پاك محشور بگردان كه تو رب العرش العظیمی ...
نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 1:35 توسط | |

 به چه ميخندي!؟ به چه چيز !؟ به شكست دل من /يا به پيروزي خويش !؟ به چه ميخندي /به نگاهم كه چه مستانه ترا باور كرد!؟ يا به افسونگري چشمانت!؟كه مرا سوخت و خاكستر كرد!؟به چه ميخندي!؟ به دل ساده من ميخندي /كه دگر تا به ابد نيز به فكر خود نيست!؟ يا به جفايت كه مرا زير غرورت له كرد!؟ به چه ميخندي!؟به هم آغوشي من با غمها/يا به ...../خنده دار است .....بخند!!! "

نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 2:48 توسط | |

اگر پیش آمده كه اسم شخصی را فراموش كرده باشید، اگر نام فیلمی را كه هفته گذشته تماشا كردید از یاد برده‌اید، اگر احساس می‌كنید كه زیاد این جمله را به زبان می‌آورید: "آخ، یادم رفته!"؛ نترسید كه مبادا آلزایمر گرفته باشید. راه حل مشكل شما ساده است؛ شما نیاز به تقویت حافظه خود دارید. 
حالا جدا از نوع تغذیه و راه‌های مختلفی كه برای این كار توصیه می‌شوند، چند تمرین جالب برایتان داریم كه می‌تواند كمی به تقویت حافظه‌تان كمك كند. 

1ـ چشم ها را ببندید. از توی كیف دسته كلید خود را بردارید. حالا بدون این كه چشم‌ها را باز كنید سعی كنید كلید را داخل قفل قرار دهید و در را باز كنید. 

2ـ با هر دستی كه عادت به مسواك‌زدن دارید، از امشب با آن یكی دست مسواك بزنید. مثلا اگر با دست راست مسواك می‌زنید، از امشب مسواك را با دست چپ بگیرید. 

ادامه^^^


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 2:23 توسط | |

 من نه عاشق هستم،و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من،من خودم هستم و تنهایی و یک حس غریب،که به صد عشق و هوس می ارزد...،
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 3:40 توسط | |

خود را به که بسپارم وقتي که دلم تنگ است پيدا نکنم همدل دلها همه از سنگ است گويا که در اين وادي از عشق نشاني نيست گر هست يکي عاشق آلوده به صد رنگ است 

 به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت تو می نگرد ، به دلی دل بسپار که جای خالی برایت داشته باشد و دستی را بپذیر که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 12:9 توسط | |

از چه بنویسم ؟ امشب که سقف بی ستاره اتاقم بر سرم سنگینی می کند ، مانده ام که از چه بنویسم ... از آنهایی که دیروز با من بودند و امروز رفته اند یا از تو که همیشه حرفهای مرا می خوانی ... از چه بنویسم ؟ از آسمانی که در حال عبور است یا از دلی که سوت و کور است ؟ از زمین بنویسم یا از زمان یا از یک نگاه مهربان ؟ از خاطراتی که با تو در باران خیس شد یا از غزلهایی که هیچ وقت سروده نشد ؟ باز چه بنویسم ؟ از چتری که هرگز زیر آن نه ایستادم یا از حرفهایی که هرگز به زبان نیاوردم ؟ من عاشق خیابانی هستم که قسمت نشد با هم در آن قدم بزنیم ، من دلبسته درختی هستم که فرصت نشد اسممان را روی آن حک کنیم ... اگر قرار باشد بنویسم ... باید در همه سطرهای دفترم حضور داشته باشی ، نفس های تو می تواند برگ برگ دفترم را از پائیز پاک کند ، من بیقرار حرفهای ناب توام ...
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 3:13 توسط | |


Design By : AmirHj